|
سلام رفقا !!!! میدونید امروز چه روزیست؟ آن روز که که چشم باز کردم دنیا رو دیدم و گریه ...گریه ....گریه....و حالا که 20 ساله شدم گریه را با گله سر میدهم. گله از دنیا گله از روزگار...ولی بگذریم از این همه غم امروز باید شاد باشم به چیزای خوب خوب فکر کنم به آینده به فرصت های طلایی که هیچ وقت نباید از دستشون بدم. باید به فکر برنامه های آیندم باشم و به یاد اونا سرم رو بالا بگیرم. امروز 30 آبان. 21 نوامبر برای من روزیست بس زیبا چنین روزی واسه هر کسی که تولدشه زیباست.نمیدونم من اینجوریم یا بقیه هم مثل من اینجورین که توی روز تولدشون توی وجودشون حس قدرت میکنن.ولی امان از این همه غم.امروز دوس دارم همش معین گوش کنم صداش بهم آرامش میده . رویائی تازه میسازم چشمان نیمه بازم را باز میکنم نگاهی به اطراف سپس قلم به دست میگیرم میبرم روی کاغذ از ته دل شعر میسرایم به یاد گذشته ها به یاد تنهایی ها و همچنین زیبایی ها. نفسانم همچون آه ست منتظر روز دیدارم به یاد آن روز دم می آورم. باشد یادگاری..... امشب از اون شباست که من دوباره دیونه بشم تو مستی و بی خبری اسیر میخونه بشم امشب از اون شباس که من دلم می خواد داد بزنم تو شهر این غریبه ها دردمو فریاد بزنم دلم گرفت از آسمون هم از زمین هم از زمون تو زندگیم چقد غمه دلم گرفته از همه ای روزگار لعنتی تلخه بهت هر چی بگم من به زمینو آسمون دست رفاقت نمی دم از این همه دربه دری تو قلب من قیامته چه فایده داره زندگی این انتهای طاقته از این همه دربه دری دلم رسیده جون من به داد من نمی رسه خدای آسمون من دلم گرفت از آسمون هم از زمین هم از زمون تو زندگیم چقد غمه دلم گرفته از همه ای روزگار لعنتی تلخه بهت هر چی بگم من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم
بعد از اینکه آزمون رو داده بودم خیلی دوست بدونم داشتم نتیجه چی میشه تا اینکه 10 شهریور نتایج رو روی سایت قرار دادن.اطلاع نداشتم نزدیکای ظهر بود که آرمین(یکی از دوستان صمیمیم) بهم زنگ زد با خوشحالی گفت که نتایج رو زدن برو ببین! آرمین میگفت که چند وقت دیگه به احتمال زیاد به آمل اسباب کشی میکنیم بخاطر همین تو انتخاب رشته که واسه خودآزمایی و آزمایشی بود مهندسی مکانیک شهر ساری زده بود. اولین انتخابش بود و قبول هم شده بود. بعد از اینکه به من گفت اونجا قبول شده زود بای بای کردم رفتم سراغ نتیجه خودم من هم تو شهر خودمون مهندسی فناوری اطلاعات در امده بودم.البته با دقت انتخاب رشته نکرده بودم و همین که شنیده بودم فناوری اطلاعات رشته خوبی و همین که بهش علاقمند شده بودم به عنوان اولین انتخابم ثبتش کرده بودم. باورتون نمیشه شاید سر جلسه آزمون 45 دقیقه هم ننشستم چون بچه ها گفته بودن آزمون بدیم ببینیم در چه سطحی هست. نهایت این شد که به فکر دانشگاه دولتی باشم تا آزاد و اینکه اصلا نباید تو فکر دانشگاه آزاد باشی چون اگه بخوای تو شهر خودت قبول شی نیازی به زحمت زیاد نیست خیلی سادست... حالا واسه سال دیگه نقشه هایی در سر دارم...
من چیستم؟ --------------------------------- ---------------------------------- دل خون شده ، از دیده برون می آید
ی خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روی عشق و علاقه می رقصند ولی پدر و مادرم از روی عادت نماز می خوانند ( دکتر شریعتی )
رازی که در دل دارم پیش تو آشناست
سخنی که بر زبان دارم حرف دل عاشقاست زمان میگذرد و من هنوز امیدم به فرداست برای دیدن تو رویایی دارم که بی انتهاست در اوج عاشقی از یاد نمی برم که عشقم در یک رویاست سالهاست که در دلم یاد خاطره هاست آنچنان غرق دیدار توام که هر لحظه ام با غم عاشقاست عاشقان هر لخظه در پی یارند همچو دریایند تا دنیا دنیاست به عشقشان میبالند با یک صدای بغض آلود همراه با چشمی گریان آرزوهایم را به رویاهایم میسپارم
سلام به تک تک عاشقان هر لحظه عاشق(بخدا من این عاشقا رو اینقدر دوس داااااااااااارم که نگو) امروز (امروز که نه الان دیگه شبه)تولد من بود با اجازتون من امروز ۱۸ سالم رو تموم کردم و پا به ۱۹ سالگی گذاشتم.امیدوارم سالی همرا با لطافت. زیبایی .خوشحالی و پر از رویاهای قشنگ قشنگ داشته باشم.میگم این روز تولد هم خودش نعمتی بس زیبا و قشنگه که هر سال رو پشت سر هم میگذرونیم این روز رو جشن میگیریم واقعا زیباست... به سادگی یکسال گذشت واقعا که زود گذشت امیدارم خداوند تو این سالی که پشت سر گذاشتم از من حقیر راضی باشه و دوست دارم تو سال جدید کارهایی که میکنم باعث خوشنودش اون شه. برای سلامتی عاشقان دعا میکنم و جای رویاهای قدیمیم را به رویاهای جدیدم میدهم. چند تا شعر ونثر سرودم که اگه فرصت کنم حتما تو آپ بعدی میزارم. به امید آن روزی که همه انسان ها با هم برابر و توی روز تولدشون به آرزوهاشون برسن...
سلام دوستان من وقتی یه انسان مرتکب یه گناه یا اشتباه میکنه بدون شک از خدا میخواد که زمان رو به عقب برگردونه تا دیگه به طرف اون گناه نره در صورتی که در قیامت گناهکاران وقتی از مقام بالامرتبه خداوند درخواست میکنند که آنها رو به جهان هستی برگردونه تا دیگه مرتکب گناه نشوند راه سعدت را پیش گیرند. ولی خداوند در جواب آنها میفرمایید مگر من به شما تعقل و تفکر نیافریدم مگر من شما را مسول سرنوشت خویش قرار ندادم... وقتی من این جملات رو که در کتاب دین و زندگی سال های قبل بود به یاد میاورم تو یه فکر فرو میرم که چرا انسان بدون تفکر یه کاری رو انجام میده که دیگه راه بازگشت نداشته باشه. یادم میاد وقتی کوچیک بودم بعضی شب ها زیر پتو قبل از اینکه بخوابم تو این فکر فرو میرفتم که در آینده چه تغییراتی تو زندگیم ایجاد میشه یا چه جور شخصیتی پیدا میکنم ولی حالا که بزرگتر شدم میگم ای خدا من چه فکرهای بی ارزشی میکردم. البته اعتراف میکنم که هنوزم این فکرا رو شب ها موقع خواب میکنم و اشتباهات گذشتمو مرور میکنم وسعی میکنم از اشتباهات گذشتم عبرت بگیرم تا توی زندگیم به مشکلی بر نخورم. میدونید وقتی من گذر زمان رو میبینم حسرت میخورم که نکنه از قافله زمان جا بمونم دوست دارم یکی بهم اطمینان بده که جا نمومدم و دارم پا به پا روزگار دارم به راهم ادامه میدم. خدا کنه چشمام واسه یه لحظه هم بسته نشه حتی واسه پلک زدن هم امیدوارم شما دوستان عزیزم از گذر زمان غافل نشین و همیشه در خوشی زندگی کنید...
مینویسم از خاطرات گمشده ام
چهار شمع به آهستگي ميسوختند، در آن محيط آرام صداي صحبت آنها به گوش ميرسيد.
|
About![]()
سلام دوستان
شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 دوستان عاشق پیشه
گلاب خانوم |